خرید بک لینک

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت


من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت


همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانۀ عشق است چه مسجد چه کنشت


سرِ تسلیم من و خشت در میکده ها

مدّعی گر نکند فهم سخن گو سر خشت


نا امیدم مکن از سابقۀ لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که خوب است و که زشت


نه من خلوت تقوی بدر افتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت


گر نهادت همه این است زهی نیک نهاد

ور سرشتت همه این است زهی پاک سرشت


باغ فردوس لطیف است و لیکن

تو غنیمت شمری سایۀ بید و لب کشت


حافظ روز اجل گر به کف آری جامی

یکسر از کوی خرابات برو تا به بهشت


حافظ


برچسب: نویسنده: kamran تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 18:46

صفحه بندی