خرید بک لینک

با پاس یاد و نامش عاشقانه ای تقدیمش میکنم

اسم سه حرفی(ع. ش. ق)

هست به دل اسم سه حرفسی و آن،

نام قشنگش تو همی عــشق خوان

جام شراب است و خرابت کند

کوه که باشی چو حبابت کند

عقل ندارد به سر اندیشه اش

سرو بــلندی و به دل، ریشه اش

آب حیات است و جهان را فروغ

خالق حق است و ندارد دروغ

سرخی رخسار تب عــاشقان

سینه ی پر آتش دلدادگــــان...

از پی آین حرف همه هست و بود

آتش آن تا به ابد کرده دود

همچو گلی گشته به گلزار دل

آب دهیدش که شود خاک، گل

چشم بباید که به جان بیندش

دست نه هرکس بتوان چیندش

رویش او از در دل عاشق بود

در دل صحرا چو شقایق بود

خلق شد از روز ازل این سرود

هست و میماند و خواهد که بود*

غزلی کلاسیک از سروده های دهه ی ۶۰ من از کتاب "نغمه های باران"


برچسب: نویسنده: kamran تاريخ: دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت: 15:40

صفحه بندی