خدایا برای حاجتی بی قرارم
بی قرارم و دوباره آمده ام سراغت
خدایا این روزها نمازهایم را دوست ندارم
با اینکه .......
به تو نزدیک ترم و با توجه تر میخوانم نمازهایم را ....
خدایا این روزها نمازهایم را سر وقت میخوانم ...
بعد از هر نماز اشک هایم را تقدیمت میکنم و چه حال و هوای خوبیست
که تمام اوقاتم را دعا میکنم برای رسیدن به حاجتم
خدایا اتاقم بوی تو را گرفته است روزهاست که با تو در این اتاق خلوت کرده ام
ولی خدایا خودم میدانم و شرمسارم که همه این کارها را برای رسیدن به نیازم انجام داده ام
خدایا دوست ندارم این نمازها را که برای نیازم میخوانم
خدایا میخواهم برای خودت نماز بخوانم برای بوییدن تو برای صحبت کردن با تو بدون هیچ بهانه ای ...
ولی خدایا نمیتوانم از حاجت دلم بگذرم
<< خدایا شاید بگویی باج میدهم >>
خدایا بگذار امتحانی برای خودم باشد ....
خداوندا حاجتم را از تو میخواهم و از تو خواهش میکنم با مهربانیت حاجتم را بدهی
خدایا میخواهم در اتاقم با نام تو خلوت کنم ولی نه برای از تو خواستن و برطرف کردن نیازهایم
میخواهم تو را برای خودت بخواهم تو را در اتاقم دعوت کنم و فقط و فقط با تو صحبت کنم
خدایا میخواهم به تو نشان بدهم که تو را برای خودت میخواهم نه برای اینکه حاجتم را به من دهی
خدایا میخواهم بدون اینکه حاجتی داشته باشم نمازهایم را سر وقت بخوانم
خدایا میخواهم نمازهایم همه برای تو باشد نه برای حاجتم
خدایا شیرینی این حاجتم را به من بچشان
تا نشانت بدهم بعد از گرفتن حاجتم باز همه نمازهایم را سروقت میخوانم
تا نشانت بدهم بعد از چشیدن شیرینی رسیدن به حاجتم باز هم تو را به اتاقم دعوت میکنم
خدایا میخواهم بدون داشتن حاجتی در دل با تو راز و نیاز کنم
میخواهم بدون داشتن نیازی از تو با ز هم به سراغت بیایم و با تو دردودل کنم
این روزها از تو معجزه میخواهم و فقط و فقط دعا میکنم که نیم نگاهی هرچند گذرا به این بنده ات بندازی
که با نیم نگاه کوتاهی از تو دنیایم زیر و رو می شود
(خط خطی های خودم)
برچسب:
نویسنده: kamran