خرید بک لینک

مردم همواره با دمیدن آفتاب آغاز به فعالیت روزانه میکنند.به ندرت پیش می آید که درباره این موضوع فکر کنند که فعالیت آنها چه تاu200du200du200dثیری بر جامعه دارد.بزرگانی چون مارکس و دورکیم.عکس این جریان یعنی تاثیر جامعه بر فعالیت های ما باور داشتند. اما گیدنز برخلاف آنها فکر میکرد.

گیدنز معتقد بود که ساختار جامعه از بازتولید و تکرار کنش های روزانه تشکیل میشوند.نهادهای اجتماعی از کنشها به وجود می آیند (مراد از نهاد کلیسا یا مدرسه نیست بلکه نهادی مانند ازدواج است).وی با الهام از نظریه ساخت گرایانه دوسوسور در باب زبان به دریافت که ساختار جامعه مانند زبان است.دستورزبان به واسطه گفتار بازتولید میشود و ساختار جامعه به واسطه کنش بازتولید میشود.چرخش زبانی مفهومی کلیدی در ساختارگرایی دوسوسور است،مفهومی که زبان را مولد واقعیت میدانست.وی بر این باور بود که مفاهیم بدون وجود زبان وجود خارجی ندارند.وقتی میگوییم صندلی بدون وجود اسمی به نام صندلی چنین شیی وجود ندارد.درمورد کنش های انسانی هم این گونه است که کنشگر مفهوم و تعریفی از کنش هایش دارد که این نوع معرفت را معرفت ضمنی میگویند. در فرایند اجتماعی شدن این نوع معرفت در کنشگر نهادینه میشود. مثلا گفتار یک امر کاملا ذهنی است. پس امور روزمره دارای قواعد و منابعی هستند که از بدو اجتماعی شدن با آنها آشنا میشویم. دسته بندی که گیدنز از جنبه های مختلف امور روزمره میکند کار را کمی برای ما آسانتر میکند:

۱- آگاهی گفتمانی : که کنشگر میداند چه کاری را به چه علت انجام میدهد.

۲- آگاهی عملی : که در زمینه های مختلف اجتماعی کنشگر تاکتیک عملی خاصی را به کار میبندد ولی قادر به شرح آن نیست .

۳- آگاهی ناخودآگاه: که در موقعیت های بحرانی ظاهر میشود مانند خشم

پس انسان قادر به اندیشدن درمورد رفتار خود است ولی برخلاف کنش که امری آگاهانه است انگیزه انسان از انجام کنش ناآگاهانه است و گاهی شاید آنگونه که گیدنز میگوید درصدد دلیل تراشی باشد و دلایلی برای رفتارهایش ذکر نماید. اما حقیقت اینگونه است که زمان و مکان رفتار وی را تعیین میکند.کنشگران همانگونه که در گفتار به گرامر توجه نمیکنند در کنشهایشان هم بر قواعد توجه نمیکنند و در این باره گیدنز با دیدی مردم شناسانه اصطلاح زمان-جغرافی را به کار میبرد تا نشان دهد که این زمان و مکان کنشگر است که چهارچوب کنش را تعیین میکند البته وی استثنائاتی را در جهان معاصر میبیند که فراسوی زمان-مکانند مانند پول و تخصص.نکته قابل توجه این است که دانستن قوانین ساختار کمک بزرگی به دسترسی به منابع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میکند.گیدنز میگوید که قوانین باید مرتط به فهم زندگی اجتماعی باشد. یک مثال ریاضی:

کمک خوبی برای فهم رابطه۲،۴،۶است.n=x+2فهم فرمول

بحث دیگری که شایان ذکر است درمورد انسجام اجتماعی و انسجام سیستمی است که به روابط چهره به چهره در زمان-مکان اشاره دارد و انسجام اجتماعی مربوط به افراد و انسجام سیاسی مربوط به گروه ها است.


برچسب: نویسنده: kamran تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:12

صفحه بندی