اسباب کشی را که کردیم رفتیم توی یک آپارتمان 4 خوابه که اتاق من رو به کوه صفه است و دارای بالکن دلتان بسوزد
در ضمن این همسایه هم از ترس این که خانه ما نیاید پایین داره با احتیاط کار می کند ما هم تا یه چند وقت دیگه مجوز مان را می گیریم برای ساختن آنجا و به محض اینکه مهار بندی خانه ما تمام شد توسط مهندس کناریمون خرابش می کنیم که حال مهندسه گرفته شود![]()
یه چیز مهم هم فهمیدم یعنی پا قدم متین(پسر داداشم) بود که موجب شد از خیالاتم به واقعیت برسم در مورد............ *
برچسب:
نویسنده: kamran