خرید بک لینک
یه وقتایی خودتو میزنی به آب و اتیش. نه واسه خودت

واسه این که بقیه شاد باشن. هیچی هم واسه خودت

نمیخوای. از همه خواسته های دلت میزنی. هر چیزی

که دوس داری داشته باشی و بی خیال میشی.

بعد میری یه چیز کوچولو و بی ارزش و واسه خودت

انتخاب میکنی که خودتو باهاش گول بزنی و بگی

من با این شادم. جالب اینجاست که همون چیز کوچولو

رو دوستات نمیخوان که داشته باشی. و میگن چه خبره

انقد به خودت میرسی. آخ که این حرفشون بد دلت و

میشکونه. انقد که از خودتو دوستاتو دنیا بدت میاد.

واقعا سر در این دنیارو باید گل گرفت.

البته اصلش چیز دیگه بود.

اما در کل به همه دوستای خودم دارم میگم.

اگه دوست ندارید من شاد بشم. باشه

من که کلا شاد نبودم شما فکر میکردین شادم.

اما دیگه همون چیزای کوچیکی که خوشحالم میکردو

هم نمیخوام. شما هم نیازی نیس هی لفتش بدین

و امروز و فردا کنین. من فعلا تو زندگی مثل یه شیر

خسته میمونم. خسته ام و در بندم. اما بلخره

میرسه روزی که دنیا رو جر میدم. حقم و از دهن

کفتارها میکشم بیرون. مطمئن باشید. اما من مثل

شما نیستم. من چه الان و چه اون روز واسه شادی

شما همه کار میکنم.


برچسب: نویسنده: kamran تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 11:23

صفحه بندی