این آغازی دیگر است و این منم.
گمشده در مه.
ستارهای سرگردان در کهکشانی بیانتها.
فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک. من گمشدهام.
من در دنیای متروک تنهایی خود که تاریکترین شبها و ابریترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچههایش را دلتنگ مینوازد، گمشدهام.
آری، من گمشدهام...

برچسب:
نویسنده: kamran